دانشگاه علوم پزشکی ایران
Iran University of Medical Sciences
  • معاونت آموزشی
  • معاونت پژوهشی
  • معاونت اداری ومالی
  • خدمات الکترونیک
  • مراکز تحقیقاتی
  • گروه های آموزشی
  • فعالیت های خدماتی مشورتی
  • دفتر توسعه آموزش



 

 

 


دفاع از پایان نامه آقای فخرالدین احمدی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی بهداشت حرفه ای به راهنمایی استاد جناب آقای دکتر علیمحمدی در تاریخ 2 دفاع از پایان نامه : آقای فخرالدین احمدی دانشجوی کارشناسی ارشدرشته مهندسی بهداشت حرفه ای

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۴/۱۹ | 
دفاع از پایان نامه آقای فخرالدین احمدی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی بهداشت حرفه ای به راهنمایی استاد جناب آقای دکتر علیمحمدی در تاریخ ۹۸/۰۴/۲۲ ساعت ۱۰ در سالن شهید رحیمی ، عنوان پایان نامه : بررسی اثر صدای مزمن بر عملکرد شناختی در یک صنعت خودروسازی

چکیده:
 
زمینه و هدف: صدا یک عامل استرس زای محیطی می باشد و در ترکیب با سایر عوامل استرس زا می تواند سبب ایجاد یا تشدید اختلالات روانی گردد و حتی در شرایط خاص کارآیی فرد را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. هدف از این مطالعه بررسی اثر صدای مزمن بر روی عملکرد شناختی افراد شاغل در صنعت خودرو سازی می باشد.
مواد و روش: این مطالعه یک پژوهش مورد- شاهدی (case control study) می باشد که اثرات مواجهه با صدا را بر عملکرد شناختی و روانشناختی کارگران شاغل در صنعت خودرو سازی را بررسی می کند. تعداد ۱۵۰ جفت مورد و شاهد در این مطالعه بر اساس معیار های ورود و خروج وارد شدند و ارزیابی عملکرد شناختی و انعطاف پذیری های روانی را از طریق سه آزمون عملکرد پیوسته(CPT)، استروپ (Stroop) و برج لندن (TOL) انجام شد. آنالیز آماری از طریق نرم افزار Stata  نسخه ۱۲ انجام شد و از آنالیز Logistic regression Analysis جهت بررسی اثرات مواجهه با صدا بر عملکرد شناختی استفاده گردید.     
نتایج: میانگین سنی افراد مورد مطالعه در گروه مورد ها  ±۳/۶۴ ۰۸/۳۶ سال و در گروه شاهد ها۷۱/۳± ۱۹/۳۶ سال بود.و همچنین میانگین سابقه کاری کاری افراد مورد مطالعه در دو گروه مورد و شاهد به ترتیب ۱۵.۹۴ و ۹۸/۱۵ بود. از لحاظ آماری بین مواجهه با صدا و عملکرد شناختی در آزمون عملکرد پیوسته ارتباط معنی دار  وجود داشت (۰۰۱/۰ P value<) به طوری که مواجهه طولانی مدت با صدا بر عملکرد ذهنی گروه مورد تاثیر منفی داشته در مقایسه با گروه شاهد تعداد خطا های بیشتری داشتند.( ۶۸/۱, OR=۰۰۱/۰  P value <). سایر آزمون ها(TOL و Stroop) در افراد آزمودنی که مواجهه مزمن با صدا داشتن ارتباط معنی دار وجود داشت.  (۰۰۱/۰ P value <).به طوری که شاخص های همچون زمان آزمایش ، تعداد خطا در گروه شاهد نسبت به گروه مورد بهتر نشان می دهد..
نتیجه گیری: عملکرد شناختی و سلامت روانی و ذهنی کارگران در ارتباط مستقیم مواجهه مزمن با صدا در محیط های کاری می باشد، در این پژوهش مواجهه مزمن با صدا باعث کاهش عملکرد ذهنی کارگران در محیط کار شد و با کنترل میزان مواجهه با صدا می توان میزان خطای انسانی را کاهش و کارایی ذهنی کارگران را در حد مطلوبی بالا برد.

 

دفعات مشاهده: 932 بار   |   دفعات چاپ: 30 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

دفاع از پایان نامه خانم طاهره عربلو دانشجوی دکتری تخصصی رشته علوم تغذیه به استاد راهنمایی سرکار خانم دکتر آریائیان و جناب آقای دکتر دلبندی دفاع از پایان نامه : خانم طاهره عربلو دانشجوی دکتری تخصصی رشته علوم تغذیه

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۲/۱۵ | 
  عنوان: بررسی اثرات ایمونومدولاتوری رزوراترول بر میزان تکثیر سلولی و بیان فاکتورهای رشد (HGF و IGF-I) در سلول‌های استرومال اندومتر اکتوپیک و یوتوپیک بیماران مبتلا به اندومتریوز
اساتید راهنما: دکتر ناهید آریاییان، دکتر علی اکبر دلبندی
 
استاد مشاور: دکتر سپیده خداوردی
 
نگارش: طاهره عربلو
 
چکیده
عنوان: "بررسی اثرات ایمونومدولاتوری رزوراترول بر میزان تکثیر سلولی و بیان فاکتورهای رشد HGF و IGF-۱ در سلول‌های استرومال اندومتر اکتوپیک و یوتوپیک بیماران مبتلا به اندومتریوز"
زمینه و هدف: اندومتریوز یک بیماری مزمن التهابی است که با حضور و رشد بافت اندومتر، به‌صورت اکتوپیک (نابجا) در خارج از حفره رحمی ‌مشخص می‌شود. در این بیماری تولید فاکتورهای رشد و آنژیوژنز افزایش یافته و این امر سبب افزایش پیشرفت بیماری ‌می‌گردد.
رزوراترول پلی فنولی طبیعی بوده که ویژگی‌های آنتی اکسیدانی، ضد التهابی، مهارکنندگی تکثیر سلول‌ها و مهارکنندگی آنژیوژنز آن در دیگر بیماری‌ها گزارش شده است. لذا هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر ایمونومدولاتوری رزوراترول بر میزان تکثیر سلولی و بیان فاکتورهای رشد HGF و IGF-۱ و فاکتورهای آنژیوژنز MMP-۹، TGF-β و VEGF توسط سلول‌های استرومال اندومتر یوتوپیک و اکتوپیک در بیماران مبتلا به اندومتریوز در مقایسه با سلول‌های استرومال اندومتر یوتوپیک در گروه کنترل بود.
روش پژوهش: در این پژوهش،۳۰ بافت اندومتر یوتوپیک و ۲۸ بافت اندومتر اکتوپیک از بیماران مبتلا به اندومتریوز و ۱۵ بافت اندومتر از افراد غیراندومتریوتیک به روش لاپاراسکوپی گرفته شد. پس از مراحل هضم آنزیمی و کشت سلولی، تعداد ۱۳ بافت اندومتر یوتوپیک و ۱۱ بافت اندومتر اکتوپیک از بیماران و ۱۱ بافت اندومتر از افراد گروه شاهد به دست آمد و مورد تیمار با غلظت مناسب رزوراترول (۱۰۰ میکرومولار) قرار گرفت. در زمان‌های ۶، ۲۴ و ۴۸ ساعت بعد از تحریک، سلول‌ها و سوپ رویی حاصل از کشت جمع‌آوری گردید. میزان بیان در سطح ژن و پروتئین فاکتورهای رشد HGF و IGF-۱ و فاکتورهای آنژیوژنز MMP-۹، TGF-β و VEGF به ترتیب با روش Real-time PCR و الایزا سنجیده شد. میزان تکثیر سلول‌های استرومال نیز با روش XTT مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین برای بررسی میزان پروتئین فاکتورهای رشد IGF-۱ و HGF در خون محیطی، آزمون الایزا بر روی سرم ۵۵ نفر از بیماران مبتلا به اندومتریوز و ۷۰ نفر از افراد غیر اندومتریوتیک که حائز شرایط ورود به مطالعه بودند، صورت گرفت.
یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که یش از تیمار، میزان بیان فاکتورهای رشد IGF-۱ و HGF و آنژیوژنز MMP-۹ و VEGF توسط سلول‌های استرومال اکتوپیک به صورت معنی داری بیشتر از سلول‌های یوتوپیک و کنترل ‌می‌باشد (۰۵/۰P< تا ۰۱/۰P<). تیمار با رزوراترول سبب کاهش معنی دار تکثیر سلولی در زمان ۷۲ ساعت (۰۵/۰P<) در سلول‌های استرومال اندومتر یوتوپیک و کاهش بیان ژن و پروتئین فاکتورهای رشد و آنژیوژنز مورد مطالعه در سلول‌های استرومال یوتوپیک و اکتوپیک بیماران مبتلا به اندومتریوز گردید (۰۵/۰P< تا ۰۱/۰P<) و در غالب موارد این تاثیر در سلول‌های اکتوپیک مشهودتر بود. از طرفی میزان فاکتورهای رشد IGF-۱ و HGF در سرم بیماران مبتلا به اندومتریوز نسبت به افراد شاهد افزایش معنی داری نشان داد (به ترتیب ۰۵/۰P< و ۰۱/۰P<) و این افزایش با افزایش مرحله بیماری در ارتباط بود.
نتیجه گیری: با توجه به افزایش بیان فاکتور‌های رشد و آنژیوژنز توسط سلول‌های استرومال اندومتر بیماران مبتلا به اندومتریوز و افزایش فاکتور‌های رشد HGF و IGF-۱ در سرم بیماران و نقش کلیدی این فاکتورها در رشد، تکثیر، آنژیوژنز و تهاجم سلولی، به نظر ‌می‌رسد که رزوراترول از طریق کاهش بیان فاکتورهای مذکور و کاهش تکثیر سلولی بتواند نقش مهمی ‌را در جلوگیری از پیشرفت بیماری ایفا کند و به‌عنوان کاندید مناسبی برای پیشگیری و درمان بیماری اندومتریوز مطرح گردد. 

 

دفعات مشاهده: 1173 بار   |   دفعات چاپ: 59 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

جلسه دفاع جناب آقای احسان ابویی مهریزی

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۱/۱۹ | 
جلسه دفاع جناب آقای احسان ابویی مهریزی با موضوع :  
مطالعه  حذف هیدروکربن های نفتی (TPH)  از لجن نفتی توسط  فرایند ترکیبی ازن زنی و بیوراکتور غیر هوازی (IAnUSB RBBR) 

   
اساتید راهنما :دکتر مهدی فرزادکیا - دکتر مجید کرمانی

زمان ۹۸/۱/۲۸

ساعت : ۸ سالن کنفرانس  

چکیده:


مقدمه: حاصل فرایندهای گوناگون در پالایشگاههای نفتی ، تولید پسماندهای خطرناک حاوی ترکیبات سمی و سخت تجزیه پذیر می باشد که  از جمله مهمترین واردکنندگان آلاینده های آلی و ترکیبات نفتی به محیط در اثر نشت یا حوادث احتمالی می باشند . یکی از مهمترین راه های مدیریت این نوع پسماندها تصفیه آنها می باشد . به دلیل حضور ترکیبات متفاوت و بعضا سخت تجزیه ناپذیر ، جهت استفاده از فرایند های دوستدار محیط زیست از فرایند های شیمیایی قبل از اصلاح زیستی جهت تجزیه سریعتر و بیشتر ترکیبات سنگین و سخت تجزیه پذیر استفاده می شود که می تواند راهکاری جهت افزایش قابلیت تجزیه پذیری لجن نفتی باشد. لذا هدف از این مطالعه بررسی کارایی  پیش تصفیه شیمیایی با اکسیدان ازن در افزایش قابلیت تجزیه پذیری و حذف  ترکیبات هیدروکربنی در لجن نفتی بهمراه بیوراکتور غیر هوازی می باشد. این مطالعه روی نمونه واقعی لجن نفتی بعد از تعیین مشخصات فیزیکی و شیمیایی انجام پذیرفت .
روش کار : طراحی آزمایشات فرایند ازن زنی بعد از هموژن ساختن لجن نفتی در شرایط مختلف با رویکرد یک عامل در هر زمان انجام پذیرفت. غلظت هیدروکربن های نفتی  توسط روش وزن سنجی  تعیین گردید. جهت تعیین میزان ترکیبات SARA  از متد   TLC-FID استفاده گردید. همچنین جهت تعیین گروه­­های هیدروکربن در شرایط بهینه ازن زنی لجن قبل و بعد از تصفیه شیمیایی از GC-FID استفاده گردید.
یافته ها:  نتایج نشان داد شرایط بهینه حذف TPH توسط فرایند ازن زنی در PH برابر با ۱۱ در زمان ۴ ساعت با غلظت ازن ۱۰ میلیگرم بر دقیقه می باشد که راندمان در این شرایط برابر با ۸۳/۲۳ درصد بود . همچنین میزان حذف توسط بیوراکتور غیر هوازی در شرایط حداکثر غلظت ۷/۴۸ درصد  بدست آمد.
نتیجه گیری : نتایج مطالعه نشان داد که استفاده از یک فرایند شیمیایی به عنوان پیش تصفیه جهت کاهش میزان ترکیبات با وزن مولکولی بالاتر و تبدیل این ترکیبات به محصولات با وزن مولکولی کمتر ، یک گزینه موثر برای افزایش تجزیه پذیری بیولوژیکی  لجن نفتی است .

 

دفعات مشاهده: 1165 بار   |   دفعات چاپ: 36 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

جلسه دفاع سرکار خانم فاطمه خلیلی

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۱/۱۹ | 
جلسه دفاع سرکار خانم فاطمه خلیلی با عنوان : بررسی تاثیر یک مداخله ارتقای سلامت مشارکت محور جهت تولید محصولات کشاورزی سالم با رویکرد کاهش مصرف آفت کش های شیمیایی در کشاورزان مازندران
اساتید راهنما:
دکتر محمد حسین تقدیسی، دکتر بهنام امیری بشلی

تاریخ دفاع:
سه شنبه  مورخ 98/1/27
ساعت:

 11:30الی 13

مکان:
سالن شهید رحیمی دانشکده بهداشت

چکیده

مقدمه: امروزه محصولات کشاورزی دستخوش استفاده بی رویه ی آفت کش های شیمیایی شده که این مسئله می تواند سلامت انسان ها را تهدید کند. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر یک مداخله ارتقای سلامت مشارکت محور (با تمرکز بر مداخله آموزشی مبتنی بر تئوری رفتار برنامه ریزی شده) جهت تولید محصول برنج سالم با رویکرد کاهش مصرف آفت کش های شیمیایی در میان کشاورزان ساری (مرکز استان مازندران) انجام شد.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه ی نیمه تجربی بود که بر روی کشاورزان برنج کار ساری انجام گردید. کشاورزان از دو روستا که به تصادف انتخاب شده بودند، بر اساس معیار ورود به دو گروه مداخله(47 نفر) و کنترل (40 نفر) تقسیم شدند. قبل از اجرای مداخله، طی یک مطالعه مقدماتی عوامل مهم تاثیرگذار بر رفتار مصرف آفت کش توسط کشاورزان، شناسایی شد و سپس براساس آن در گروه مداخله ، اقدام به اجرای یک مداخله ارتقا سلامت با مشارکت ذی نفعان گردید. این مداخله شامل 141 جلسه آموزش فردی به همراه بازدید های میدانی در طی سال زراعی و 4 جلسه ی آموزشی گروهی مبتنی بر تئوری رفتار برنامه ریزی شده و اقداماتی جهت جلب حمایت ذی نفعان بوده و مدت زمان اجرای این برنامه مداخله ای 6 ماه بوده است. جهت ارزشیابی مداخله، بین دو گروه مداخله و کنترل، پیش آزمون و پس آزمون با پرسشنامه مبتنی بر رفتار برنامه ریزی شده، قبل از مداخله و بلافاصله بعد از پایان آن انجام شد. هم چنین آزمایشات تعیین باقی مانده سموم در برنج، در پایان فصل برداشت محصول برنج در سال های 1395 (قبل از مداخله) و 1396 (بعد از مداخله) انجام شده و شاخص های مشارکت جهت ارزیابی موفقیت برنامه ارزیابی گردید.
یافته ها: نتایج حاصل از مداخله حاکی از آن بود که میانگین نمرۀ سازه های رفتار برنامه ریزی شده به طور معنی داری بعد از مداخله در گروه مداخله بیشتر از گروه کنترل بوده است (001/0>P). هم چنین نتایج آزمایشات تعیین باقی مانده سموم در برنج نشان داد که بعد از مداخله میانگین کلی باقی مانده سموم در گروه کنترل (PPM 1093/0) به طور معنی داری بیشتر از میانگین کلی باقی مانده سموم درگروه مداخله ( PPM 0521/0) بوده است (001/0>P). افزایش استفاده از روش های کنترل آفت بیولوژیک به جای استفاده از آفت کش توسط کشاورزان (بالای 95 درصد) حاکی از مشارکت بالای کشاورزان در گروه مداخله بوده است.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که اجرای مداخله ارتقاء سلامت مشارکت محور می تواند سبب ارتقای شاخص های مشارکت و بهبود عوامل رفتاری در زمینه ی کنترل رفتار مصرف بی رویه آفت کش ها در میان کشاورزان شود.
کلمات کلیدی: مداخله ارتقاء سلامت، مشارکت، محصول سالم، آفت کش، تئوری رفتار برنامه ریزی شده، کشاورزان برنج کار
 
 
 

دفعات مشاهده: 1305 بار   |   دفعات چاپ: 54 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر

جلسه دفاع سرکار خانم لیلی سکوتی

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۷/۱۲/۱۲ | 
جلسه دفاع سرکار خانم لیلی سکوتی با موضوع :
​بررسی ارتباط غلظت آلاینده های شاخص هوا بر میزان بستری بیماران قلبی- عروقی و تنفسی در شهر ارومیه بین سال های ۹۵-۹۰

استاد راهنما
دکتر شهناز ریماز
 

تاریخ دفاع:
سه شنبه  مورخ ۱۴/ ۱۲ /۱۳۹۷

ساعت ۱۳-۱۲


مکان:
سالن کنفرانس دانشکده بهداشت
 
چکیده :
اهداف: با توجه به افزایش روزافزون بستری‌های بیمارستانی به دلیل تشدید علائم و روند رو به افزایش میزان آلودگی هوا این مطالعه با هدف تعیین ارتباط میزان غلظت آلاینده‌های هوا و بروز بیماری قلبی - عروقی و تنفسی منجر به بستری شدن بیماران در بیمارستان با در نظر گرفتن متغیرهای آب‌وهوا به‌عنوان عوامل تعدیل‌کننده اجرا شده است.
مواد و روش‌ها: این مطالعه به روش مورد- متقاطع با استفاده از داده‌های بیماران بستری قلبی - عروقی و تنفسی طی سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ در شهر ارومیه انجام‌گرفته است که با تشخیص نهایی بر اساس کد۱۰ ICD، با استفاده از دو منبع سیستم الکترونیکی واحد مدارک پزشکی بیمارستان و پرونده‌های موجود در بایگانی این واحد استخراج‌شده است. داده‌های مربوط به آب‌وهوا NO۲)-PM۱۰-SO۲-CO) به تفکیک هرروز از سیستم الکترونیکی ایستگاه اداره هواشناسی شهر ارومیه استخراج گردید. اطلاعات برای هر بیمار کد گذاری شده و داده‌های بیمارستانی هر فرد با داده‌های هواشناسی روز بستری برای مدل‌سازی آماری منطبق شد. دوره کنترل۷ ، ۱۴ و۲۱ روز قبل و بعد به علت کنترل عامل مخدوش‌کنندگی روز هفته را نشان می‌دهد را به‌عنوان کنترل در نظر گرفته شد. جهت برآورد دوره ی خطر، روز بستری،۲،۱و۶ روز قبل از بستری در نظر گرفته شد. از نرم‌افزارهای ۱۴Stata، Excell ، AirQ و از رگرسیون لجستیک شرطی جهت برآورد اثرات غلظت آلاینده‌های شاخص هوا استفاده گردید.
نتایج: آنالیز نهایی بر روی ۴۳۴۲۴ بیماران بستری قلبی – عروقی با کد (I۱۰-I۹۹) و ۹۴۸۷ بیماران تنفسی با کد (J۰۰-J۹۹)، با تعدیل بر روی دما و رطوبت نسبی هوا صورت گرفت. از بین آلاینده‌ها تنها با افزایش هر μg/m۳ ۱۰ آلاینده CO ارتباطی همسو با میزان بستری بیماران قلبی و تنفسی مشاهده گردید. با انتخاب پنجره مواجهه، یک، دو و شش روز قبل بستری، در۶ lag ۱.۰۰۵۶ (۱.۰۰۴۱-۱.۰۰۷) در بیماران قلبی – عروقی و در lag۰ (۱.۰۰۷۲-۱.۰۱۲۴) ۱.۰۰۹۸ در بیماران تنفسی بهترین برآورد فاصله زمانی مواجهه است. همچنین با حذف تأثیر مخدوش‌کنندگی آلاینده‌ها نیز، تغییراتی در قدرت ارتباط غلظت آلاینده‌ها با بیماران قلبی عروقی و تنفسی مشاهده نگردید.
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج مطالعه از بین آلاینده‌های شاخص هوا تنها با افزایش آلاینده ی CO ارتباطی با شانس بستری بیماران قلبی – عروقی و تنفسی مشاهده شد. درواقع مهم‌ترین زمان تماس مواجهه (lag ۰, ۱, ۲, ۶) در نظر گرفته ‌شده، شش روز قبل از موعد بستری در بیمارستان برای بیماران قلبی – عروقی و برای بیماران تنفسی در روز بستری که با آلاینده CO در تماس قرارگرفته‌اند، بهترین برآورد فاصله ی زمانی مواجهه هست.



 

 

دفعات مشاهده: 1233 بار   |   دفعات چاپ: 52 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر