طراحی، روانسنجی و آزمون ابزار سنجش آمادگی میانسالان برای سالمندی سالم
مجریان:
دکتر مهناز صلحی، راضیه پیروزه
چکیده
بررسی رضایت سالمندان از خدمات ارائه شده در مراکزخدمات جامع سلامت شهرکرج و عوامل مؤثر بر آن در سال ۱۳۹۹
مجریان:
دکتر مهناز صلحی و آتوسا جابر سینه
چکیده :
مقدمه: افزایش روزافزون نسبت سالمندان در جهان، بهبود وضعیت سلامت عمومی و افزایش کیفیت زندگی آنان تأثیر مستقیمی بر کاهش بار وارد شده بر نظام بهداشتی درمانی کشور دارد. ارزیابی میزان رضایت سالمندان از کیفیت خدمات بهداشتی درمانی، می تواند منجر به شناسایی نقاط ضعف برنامه های ارتقا دهنده سلامت و ارتقای پروتکل ها و خدمات سلامت شود. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین وضعیت رضایت سالمندان از خدمات ارائه شده در مراکز خدمات جامع سلامت شهر کرج و عوامل مؤثر بر آن انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی به صورت توصیفی تحلیلی انجام شد. جامعه مورد مطالعه سالمندان۶۰ سال و بالاتر مراجعه کننده به مراکز خدمات جامع سلامت دانشگاه علوم پزشکی البرز در شهر کرج بودند. تعداد نمونه ۳۸۵ نفر بود و نمونه گیری به صورت دردسترس انجام شد. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه مشخصات فردی و پرسشنامه رضایتمندی به منظور تعیین میزان رضایت سالمندان مورد بررسی از خدمات ارائه شده در آن مراکز استفاده شد. داده ها در نرم افزار آماریSPSS نسخه ۲۶ با استفاده از روش های توصیفی مانند: تعداد، درصد، میانگین و انحراف معیار و آزمون های تحلیلی Chi-square, Independent Sample t-test, ANOVA, Multiple Linear Regression تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: از ۳۸۵ نفر سالمند مشارکت کننده در مطالعه ۲۰۴ (۵۳%) نفر زن و ۱۸۱ (۴۷%) نفر مرد بودند. میانگین (انحراف معیار) سن افراد شرکت کننده در مطالعه (۶/۶) ۱/۶۸ سال بود. از زمان دسترسی به خدمات ۲۶۶ (۱/۶۹%) نفر راضی، ۹۰ (۴/۲۳%) نفر تاحدی راضی و ۲۹ (۵/۷%) نفر ناراضی بودند. از رفتار کارکنان۳۰۵ (۲/۷۹%) نفر راضی، ۷۸ (۳/۲۰%) نفر تاحدی راضی و ۲ (۵/۰%) نفر ناراضی بودند. از موقعیت مکانی مرکز۲۸۰ (۷/۷۲%) نفر راضی، ۹۸ (۵/۲۵%) نفر تاحدی راضی و ۷ (۸/۱%) نفر ناراضی بودند. از آموزشهای دریافت شده۳۰۴ (۷۹%) نفر راضی، ۷۱ (۴/۱۸%) نفر تاحدی راضی و ۱۰ (۶/۲%) نفر ناراضی بودند. از امکانات و تجهیزات۳۲۱ (۴/۸۳%) نفر راضی، ۵۷ (۸/۱۴%) نفر تاحدی راضی و ۷ (۸/۱%) نفر ناراضی بودند. از هماهنگی بین واحدها ۳۲۵ (۴/۸۴%) نفر راضی، ۵۸ (۱/۱۵%) نفر تاحدی راضی و ۲ (۵/۰%) نفر ناراضی بودند. بین رضایت سالمندان و علت مراجعه و تعداد خدمات انجام شده رابطه معنی داری دیده نشد (۰۵/۰<P). با افزایش یک واحد در رضایت از زمان دسترسی به خدمات، رفتار کارکنان، آموزش های دریافت شده، هماهنگی بین واحدها، امکانات و تجهیزات و موقعیت مکانی، رضایت کلی به ترتیب ۷/۲۹%، ۴/۱%، ۹/۲۱%، ۲/۱۶%، ۶/۷% و ۵/%۲۰ افزایش می یابد.
نتیجه گیری: مطالعه نشان داد زمان دسترسی به خدمات، رفتار کارکنان، کیفیت آموزش های دریافت شده، هماهنگی بین واحدها، امکانات و تجهیزات و موقعیت مکانی می تواند به عنوان عوامل تعیین کننده میزان رضایت سالمندان از کیفیت خدمات سالمندی ارائه شده در مراکز جامع سلامت کرج باشد.
بررسی آمادگی مراکز بهداشتی- درمانی استان چهارمحال و بختیاری در زمینه ارتباط خطر در هنگام بحران
مجریان :
دکتر طاهره دهداری، خانم زینب باقری، دکتر مسعود لطفی زاده
چکیده
زمینه و هدف: از آنجا که ارتباطات اثربخش یکی از اجزاء جدایی ناپذیر مدیریت موثر هر نوع بحران/ شرایط اضطراری می باشد، مطالعه حاضر با هدف تعیین آمادگی مراکز بهداشتی – درمانی استان چهارمحال و بختیاری در زمینه ارتباط خطر در هنگام بحران انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر، یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی- تحلیلی بود. روش کار به این صورت بود که در ابتدا، به بررسی روایی و پایایی چک لیست ارتباط خطر در شرایط اضطراری طراحی شده توسط مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها در زبان فارسی پرداخته شد. در مرحله بعد، کلیه مرکز بهداشتی- درمانی (جمعاَ ۱۳۶ مورد) تحت پوشش دانشگاه علوم پرشکی شهرکرد به شیوه سرشماری انتخاب شدند. سپس مسئول واحد بحران آن مراکز، چک لیست مطالعه را تکمیل نمودند. ۴ مورد از مراکز مربوطه، چک لیست را تکمیل ننمودند. تحلیل نهایی داده ها بر ۱۳۲ چک لیست تکمیل شده انجام شد. در نهایت، داده های به دست آماده با استفاده از نرم افزار SPSS (نسخه ۲۱) تحلیل شدند.
یافته ها : نتایج مطالعه حاشر نشان داد که ۹/۶۵ درصد از مراکز بهداشتی – درمانی مورد مطالعه از آمادگی کم، ۳/۳۳ درصد از آمادگی متوسط و ۸/۰ درصد از آمادگی خوبی در زمینه ارتباطات خطر در هنگام بحران برخوردار بودند. نتایج نشان داد که بین سطوح آمادگی این مراکز با سطح تحصیلات مسئول واحد بحران مرکز، سابقه بحران در سال گذشته، شهرستان مورد نظر و نوع مرکز بهداشتی - درمانی (شهری یا روستایی) رابطه معنی داری وجود داشت.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که آمادگی مراکز بهداشتی-درمانی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد در زمینه ارتباطات خطر در هنگام بحران، در سطح مطلوبی قرار ندارد. لذا، انجام بررسی- های بیشتر برای تامین زیرساخت ها و برنامه ریزی های اساسی جهت پرداختن به این مهم ضرورت می یابد.
تبیین تعیینکنندهها و فرآیند مصرف تنباکوی بدون دود در بزرگسالان شهر چابهار و ارائه الگوی مناسب
مجری:
دکتر مهناز صلحی، اسماعیل فتاحی
چکیده
مقدمه: مصرف تنباکوی بدون دود بهعنوان یک معضل بهداشت عمومی در دنیا محسوب میشود. در کشور ایران، برخی از شهرهای استان سیستان بلوچستان بهطور ویژه شهرستان چابهار با این معضل بهداشت عمومی روبرو هستند. با توجه به اهمیت محیط اجتماعی در شکلگیری رفتارهای مربوط به مصرف تنباکوی بدون دود و دانستن چگونگی شکلگیری فرایند مصرف تنباکوی بدون دود در بزرگسالان شهر چابهار ، پژوهش حاضر باهدف تبیین تعیینکنندهها و فرآیند مصرف تنباکوی بدون دود در بزرگسالان شهر چابهار و ارائه الگوی مناسب انجام گرفت.
روش کار: پژوهش کیفی حاضر با رویکرد گراندد تئوری در سال ۱۴۰۰-۱۳۹۹انجام گرفت. مشارکتکنندگان افراد بزرگسال مصرفکننده و ترک کرده ، انواع تنباکوی بدون دود در شهرستان چابهار بودند. شیوه انتخاب مشارکتکنندگان با استفاده از نمونهگیری هدفمند آغاز و تا رسیدن به اشباع دادهها بهصورت نظری ادامه یافت. ابزار اصلی در جمعآوری دادهها، مصاحبههای باز نیمه ساختار بود. در مجموع، ۳۰ مورد مصاحبه با ۳۰ نفر مشارکتکننده انجام شد و دادهها براساس روش کوربین و اشتراوس ۲۰۰۸ تجزیهوتحلیل گردید. همچنین از معیارهای دهگانه اشتراوس و کوربین ۲۰۰۸ برای استحکام دادهها استفاده گردید.
یافتهها: دوطبقه اصلی زمینه (شرایط مهیای مصرف و عدم نظارت کافی )، و سهطبقه اصلی فرایند (شروع مصرف، تداوم مصرف، در جستجوی ترک) و دوطبقه اصلی پیامد ( مبتلا شدن ، رهایی) در چگونگی شکلگیری فرایند مصرف تنباکوی بدون دود نقش داشتند. هرکدام از طبقات اصلی درزمینه، فرایند و پیامد شامل زیر طبقهها میباشند. ۷ طبقه اصلی مطالعه درمجموع از ۱۵ طبقه فرعی و ۵۲ مفهوم اولیه تشکیلشده است. چرخه وابستگی طبقه مرکزی مطالعه ما بود که طبقات دیگر به آن مربوط میشوند.
نتیجهگیری: الگوی بهدستآمده فرآیند شکلگیری مصرف تنباکوی بدون دود را نشان میدهد. این الگو در شناسایی مشکلات موجود و ارائه راهکارهایی در جهت حل آنها کمککننده خواهد بود . عوامل زمینهای مهیای مصرف و عدم نظارت کافی باعث ورود خواسته یا ناخواسته افراد به چرخه وابستگی مصرف مواد شده است. چرخه وابستگی مصرف شامل فرایند کنش و تعامل افراد میباشد که از طبقههای شروع مصرف، تداوم مصرف و در جستجوی ترک تشکیلشده است و فرایند شکلگیری مصرف را در نشان میدهد. پیامد بهدستآمده از این پژوهش نشان میدهد که افرادی که اعتیاد به مصرف این مواد دارند به احتمال فراوان، دچار عوارض و بیماریهای منتسب به مصرف آن خواهند شد. گرایش به مصرف این مواد بهطور ویژه مبتنی بر فرهنگ قومی و محیطی جامعه مصرفکننده میباشد.
بررسی تاثیر مداخله آموزشی پیامک محور بر آگاهی، نگرش و عملکرد کارکنان دانشگاه علوم پزشکی ایران در زمینه سندرم متابولیک
مجریان:
دکتر طاهره دهداری، خانم شبنم دیده بان، دکتر فرزاد مسعود کبیر
چکیده:
زمینه و هدف: شیوع سندرم متابولیک در ایران در حال افزایش است. افراد مبتلا به سندرم متابولیک در مقایسه با افراد غیر مبتلا، در خطر بیشتر سکته های قلبی و مغزی و مرگ و میر می باشند. مطالعات پراکنده نشان می دهد که دانش افراد در خصوص این سندرم و روش پیشگیری از ابتلا به آن در سطح مناسبی قرار ندارد. ارائه آموزش سلامت از کانال های متفاوت و متناسب با شرایط می تواند تأثیر به سزایی در اعتلای آگاهی و تغییر نگرش و ارتقای رفتار و عملکرد داشته باشد. لذا با توجه به اهمیت این موضوع، این مطالعه با هدف تعیین تأثیر مداخله آموزش پیامک محور در آگاهی، نگرش و عملکرد کارکنان دانشگاه علوم پزشکی ایران در زمینه پیشگیری از ابتلا به سندرم متابولیک در سال ۱۴۰۰- ۱۳۹۹ انجام شد.
خلاصه روش کار: در این کارآزمایی بالینی، ۱۴۴ نفر از کارکنان بخش ادارای دانشگاه علوم پزشکی ایران (که در رشته های غیر علوم پزشکی تحصیل کرده بودند) انتخاب و به دو گروه آزمون (۷۲ نفر) و کنترل (۷۲ نفر) تخصیص یافتند. سپس شرکت کنندگان، ۴ پرسشنامه برای اندازه گیری اطلاعات دموگرافیک، آگاهی، نگرش و عملکرد در زمینه انجام رفتارهای پیشگیری کننده از سندرم متابولیک که توسط محققین مطالعه حاضر تهیه، طراحی و اعتباریابی شده بود، را به صورت آنلاین تکمیل نمودند (پیش آزمون). بر اساس نتایج پیش آزمون و مراحل طراحی پیام آموزشی، ۳۲ پیام کوتاه در حوزه آگاهی، دانش و عملکرد، طراحی شد. سپس، بر اساس گایدلاین های طراحی پیام، پیش آزمون پیام های اولیه طراحی شده انجام شد. در نهایت طی مدت ۳۲ روز توسط محقق، به تلفن همراه شرکت کنندگان گروه آزمون ارسال شد.
نتایج: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که در مرحله پس از مداخله، تفاوت معنی داری بین دو گروه در میانگین نمره اختلاف متغیرهای آگاهی، نگرش و عملکرد وجود داشت.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که مداخله آموزشی پیامک محور می تواند سبب بهبود دانش، نگرش و اتخاذ رفتارهای پیشگیری کننده از ابتلا به سندرم متابولیک در بین کارکنان شود. تاثیر مداخله طراحی شده بر آگاهی و نگرش بیشتر از رفتار بود. علت این امر شاید آن باشد که افراد برای تغییر رفتار و عادات سبک زندگی خود، نیازمند مدت زمان بیشتری هستند. انجام مطالعات مشابه با طول دوره پیگیری طولانی تر برای سایر گروه های جمعیتی توصیه می شود.
بررسی پیش بینی کننده های رفتار پرت کردن ته سیگار در محیط زیست بر اساس نظریه شناختی – اجتماعی بندورا در مردان سیگاری شهر تهران در سال ۱۳۹۹
مجریان :
دکتر طاهره دهداری، خانم زهره حسین پور، دکتر جمیلیه ابوالقاسمی
چکیده
مقدمه و هدف: با توجه به مضرات ته سیگار برای محیط زیست و رواج رفتار پرت کردن ته سیگار در محیط زیست توسط افراد مصرف کننده سیگار و از طرفی، لزوم شناخت تعیین کننده های این رفتار در جهت طراحی مداخلات مناسب، مطالعه حاضر با هدف تعیین پیش بینی کننده های رفتار پرت کردن ته سیگار در محیط زیست بر اساس سازه های نظریه شناختی- اجتماعی بندورا در مردان مصرف کننده سیگار در شهر تهران در سال ۱۴۰۰-۱۳۹۹ انجام شد.
روش کار: این مطالعه، از نوع مقطعی (توصیفی- تحلیلی) بود. در این مطالعه، پرسشنامه محقق ساخته برای بررسی اطلاعات دموگرافیک و سنجش سازه های نظریه شناختی- اجتماعی بندورا توسط ۳۲۱ مرد مصرف کننده سیگار در
پارک های بزرگ ۵ منطقه شهر تهران (شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز) تکمیل شد. در نهایت، داده ها با استفاده از
نرم افزار SPSS نسخه ۲۵ و نرم افزار STATA تحلیل شدند. ابتدا با استفاده از آزمون کولموگروف-اسمیرنف و گراف ها، نرمال بودن توزیع داده های کمی بررسی شد. سپس از شاخصهای توصیفی و آزمون های همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یک طرفه رگرسیون پوآسون استفاده شد. سطح معناداری در این مطالعه ۰۵/۰ p< خواهد بود.
یافتهها: میانگین سنی مردان در نمونه های مورد مطالعه ۲۷۸/۹±۶۸/۲۶ سال بود. متغیرهای دانش، خودکارآمدی درک شده، انتظار پیامد مثبت، انتظار پیامد منفی، خودتنظیمی و یادگیری مشاهده ای، به عنوان پیش بینی کننده های رفتار پرت کردن ته سیگار در محیط زیست شناخته شدند.
نتیجهگیری: در مداخلات آموزشی به منظور ترغیب افراد جهت دفع مناسب ته سیگار، بهتر است بر مولفه های معنی دار پیش بینی کننده این رفتار تمرکز شود.
بررسی ارتباط مسئولیت پذیری اجتماعی با میزان رعایت پروتکل های بهداشتی بیماری کرونا در جمعیت تحت پوشش مرکز بهداشت شهر اندیمشک در سال ۱۳۹۹
مجری و همکاران
مانا بهاروند، رضا بیرانوند، نمامعلی آزادی، مرتضی منصوریان
زمینه و هدف: مسئولیت پذیری اجتماعی نوعی احساس تعهد و پایبندی به دیگران، تبعیت از قواعد و معیارهای اجتماعی و درک قواعد گروهی است و بر رفتارهای او اثر می گذارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط مسولیت پذیری اجتماعی با میزان رعایت پروتوکل های بهداشتی بیماری کرونا در جمعیت تحت پوشش مرکز بهداشت شهر اندیمشک در سال ۱۳۹۹ انجام شده است.
روش کار: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی ۵۰۰ نفر به صورت مجازی پرسشنامه محقق ساخته مسئولیت پذیری اجتماعی در شرایط اپیدمی covid-۱۹ را تکمیل کردند. داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه ۲۱ و آزمون های توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: در میان افراد مورد مطالعه ۵۲ درصد زن، ۴۸ درصد مرد بودند ، که ۳۲/۴ درصد از آنها سابقه ابتلا به کرونا را داشتند و سابقه ابتلا در مردان بیشتر بود . (۵۱/۹) میانگین نمره مسئولیت پذیری در حیطه اجتماعی بیشتر از فردی بود ( ۷۷/۱۴ ۸۲/۱۷
). همچنین میانگین نمره مسئولیت پذیری اجتماعی زنان بیشتر از مردان بود( ۰۰۱/۰> p). و همچنین نتایج نشان داد که افرادی که سابقه ابتلا به کرونا را نداشتند نمره مسئولیت پذیری بالاتری را دارند و پروتوکل های بهداشتی را بهتر رعایت می کردند.(P=۰.۰۰۶). و بیشترین علت ابتلا به کرونا به ترتیب مربوط به رفتارهای، مهمانی رفتن، عدم استفاده از ماسک و محیط کار آلوده بود.
نتیجه گیری: بین مسئولیت پذیری اجتماعی و میزان رعایت پروتکل های بهداشتی بیماری کرونا رابطه وجود دارد و افرادی که مسئولیت پذیری اجتماعی بالاتری داشتند به میزان بیشتری پروتکل های بهداشتی را رعایت می کردند و درصد ابتلا به بیماری کرونا در بین آنها کمتر بود. لذا باید در طراحی مداخلات آموزشی برنامه ریزی های جهت بالا بردن حس مسئولیت پذیری اجتماعی افراد صورت گیرد.
بررسی تاثیر آموزش معنی درمانی براساس تئوری انتساب، بر اضطراب بیماران کاندید جراحی قلب باز مراجعه کننده به مرکز قلب تهران در سال ۱۳۹۹
مجری و همکاران:
فاطمه سادات علوی- سید حسین احمدی تفتی-فرشید علاءالدینی- مرتضی منصوریان
چکیده:
زمینه و هدف: با توجه به این موضوع که بسیاری از افراد در زمان بستری جهت عمل جراحی قلب، یک احساس تنش زا به همراه ترس و اضطراب را تجربه می کنند، مطالعه حاضر با هدف، تعیین تاثیر آموزش معنی درمانی براساس تئوری انتساب، بر اضطراب بیماران کاندید جراحی در سال ۱۳۹۹ انجام شد.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر، یک مطالعه نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل کلیه بیماران کاندید عمل جراحی قلب، مراجعه کننده به بیمارستان مرکز قلب بود که با روش نمونه گیری تصادفی در دسترس ۶۰ نفر انتخاب شد (۳۰ نفر گروه آزمایش، ۳۰ نفر گروه کنترل). افرادی وارد مطالعه شدند که اضطراب جزئی نداشتند. برای سنجش اضطراب و انتساب ، به ترتیب از پرسش نامه های اضطراب بک و مقیاس محقق ساخته انتسابی فرم C (بازسازی مقیاس وینر) استفاده شد. افراد در گروه مداخله، علاوه بر درمان دارویی، با شیوه رفتاری-شناختی با تاکید بر اندیشه های معنوی و روش حل مسئله، دو جلسه بحث گروهی، آموزش مهارتهای معنوی با توجه به تئوری انتساب دریافت کردند اما افراد گروه کنترل تنها درمان دارویی را دریافت نمودند. داده های بدست آمده از پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، از طریق نرم افزار spss تحلیل شد.
یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که بین میانگین نمرات اضطراب در دو گروه آزمایش و کنترل در مرحله پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (P<۰/۰۵)، این درحالی است که میانگین اضطراب در گروه کنترل در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری با قبل نداشت ولی در مرحله پیگیری به طور معنی داری کمتر از قبل از مداخله بود(P<۰/۰۵)، همچنین بین میانگین های نمرات جایگاه کنترل و قابلیت کنترل و ثبات در دو گروه آزمایش و کنترل در مرحله پیگیری تفاوت معناداری وجود دارد (P<۰/۰۵)، همچنین نتایج نشان داد که تمام ابعاد تئوری انتسابی، هم در گروه کنترل و هم در گروه آزمون یک ماه پس از عمل جراحی افزایش یافته است ولی این افزایش در گروه آزمون نسبت به گروه کنترل، به طور معنی داری بیشتر بود (P<۰/۰۵)،
نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که طراحی و اجرای مداخلات آموزش معنی درمانی می تواند یک رویکرد موثر برای افزایش خرده مقیاس های انتسابی (بعد جایگاه کنترل، قابلیت کنترل)، به منظور کاهش اضطراب بیماران کاندید جراحی قلب باشد.