آموزههای نهجالبلاغهای-خطبه 114
نهج البلاغه چراغ راهنمایی است که انسان را در مسیر اعتلای فضایل اخلاقی هدایت می کند. در این کتاب ارزشمند به تدبیر در امور برای حل هرچه بهتر مشکلات انسان اشاره شده است که خطبه ۱۱۴ به آن می پردازد.
به مناسبت دوشنبه های نهج البلاغه شما را به قرائت خطبه 114 از این میراث ارزشمند دعوت می کنیم. این خطبه از امام علی (علیه السلام) از زبان رهبر شهید سید علی حسینی خامنه ای به تدبیر در نهج البلاغه که پشتوانه حل همه مشکلات است اشاره می کند، انه لیس شىء بشرّ من الشر الا عقابه، ولیس شىء بخیر من الخیر الا ثوابه.
ترجمه: بدتر از بد، کیفر آن است و خوب تر از خوب، پاداش آن
تفسیر:
بخش اوّل: ستایش، مخصوص خداوندى است که حمد را به نعمت، و نعمت را به شکر پیوند داد، او را براى نعمت هایش ستایش مى کنیم آن گونه که براى بلاهایش؛ و از او دربرابر این نفوس سست و تنبل که در انجام اوامرش کندى مى کنند و در ارتکاب نواهى اش سرعت دارند، یارى مى طلبیم، و از گناهانى که علم او به آن ها احاطه دارد و کتاب او (نامه اعمال ما) آن ها را شماره کرده، آمرزش مى طلبیم، همان علمى که در هیچ موردى قصور ندارد و کتابى که چیزى را فروگذار نکرده است.و به او ایمان داریم، همچون کسى که اسرار نهانى را با چشم مشاهده مى کند، و در کنار آنچه وعده داده شده (از معاد و رستاخیز) ایستاده و از آن آگاهى دارد، ایمانى که اخلاص آن، شرک را نفى مى کند و یقین آن، شک و تردید را مى زداید. و شهادت مى دهیم که معبودى جز خداوند نیست، یگانه است و همتایى ندارد و محمّد (صلی الله علیه و آله) بنده و فرستاده اوست، شهادتى که سخن را بالا مى برد و عمل را به پیشگاه خدا و مرحله قبول مى رساند، شهادتى که در هر میزانى گذاشته شود سبک نخواهد بود و از هر میزانى برگرفته شود سنگین نمى گردد!
بخش دوم : اى بندگان خدا! شما را به تقوا سفارش مى کنم، که هم زاد و توشه ( سفر آخرت) است و هم پناهگاه (در برابر عذاب الهى)، زاد و توشه اى که انسان را به مقصد مى رساند، و پناهگاهى که او را (از خطرات) رهایى مى بخشد.دعوت کننده اى که سخنانش از همه موثرتر است به سوى آن دعوت کرده (خداوند یا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و یا همه انبیا و اولیا) و بهترین حافظ (همه عالمان دینى و پرهیزکاران)، آن را نگهدارى و پاسدارى کرده است، این دعوت کننده به تقوا، دعوت خویش را به گوش همگان رسانید، و پاسدار آن، در کار خود پیروز شد.اى بندگان خدا! (بدانید) تقواى الهى، دوستان خدا را از ارتکاب گناهان بازداشته، و قلوب شان را قرین خوف و خشیّت ساخته، تا آن جا که شب هایشان را بیدار، و روزهایشان را گرم و سوزان کرده است، آن ها (شب زنده دارند و روزه دار)، مشقت را به جاى استراحت، و تشنگى را به جاى سیرابى پذیرفته اند، سرآمد زندگى را نزدیک مى دانند، از این رو در انجام اعمال نیک شتاب دارند و آرزوهاى دور و دراز را دروغ مى شمرند، از این رو همواره پایان زندگى و مرگ را در نظر دارند.
بخش سوم : (آگاه باشید) دنیا سراى فنا، مشقت، دگرگونى و عبرت است. از نشانه هاى فناى آن این است که همچون تیراندازى ماهر، کمان را آماده ساخته (هرگز) تیرهایش به خطا نمى رود، و مجروحانش بهبودى نمى یابند. زندگان را هدف تیرهاى مرگ و تندرستان را هدف بیمارى، و نجات یافتگان را هدف هلاکت قرار مى دهد. دنیا خورنده اى است که هرگز از خوردن (انسان ها) سیر نمى شود و نوشنده اى است که (از نوشیدن خون بشر) هیچ گاه عطش او فرو نمى نشیند.و از نشانه هاى درد و رنج دنیا این است که انسان اموالى را گردآورى مى کند که هرگز نمى تواند آن را بخورد و مصرف کند، و بناهایى مى سازد که هیچ گاه در آن ها ساکن نمى شود، سپس از این جهان به سوى خدا مى رود درحالى که نه مالى با خود مى برد و نه خانه اى را همراه خویش منتقل مى سازد. و از نشانه هاى دگرگونى آن این است که آن کس که روزى مورد ترحم مردم بوده، روز دیگر مورد غبطه آن ها واقع مى شود، و آن کس که مورد غبطه بود مورد ترحم قرار مى گیرد، و این نیست مگر به دلیل زوال سریع نعمت ها و نزول ناگهانى بلاها.و از نشانه هاى عبرت انگیز بودن آن این است که انسان در حالى که نزدیک است به آرزوهایش برسد ناگهان اجلش فرا مى رسد و امیدش را قطع مى کند، نه او به آرزو رسیده و نه آنچه مورد آرزوى اوست بقایى دارد.سُبْحَانَ الله! چه کمیاب است سرور و نشاط در این دنیا! و چه تشنگى زاست سیراب شدنش، و چه زود سایه هایش از میان مى رود. نه آنچه قرار است رخ دهد، قابل پیشگیرى است و نه آنچه گذشته است بازمى گردد.سُبْحَانَ الله! چقدر زندگان به مردگان نزدیک اند؛ چراکه به زودى به آن ها ملحق مى شوند وچقدر مردگان از زندگان دورند، زیرا براى همیشه از آن ها جدا شده اند.
بخش چهارم : (بدانید!) چیزى بدتر از شرّ نیست مگر کیفر آن، و چیزى بهتر از نیکى نیست مگر پاداش آن، و همه چیز دنیا شنیدنش مهم تر از دیدن آن است در حالى که همه چیز آخرت دیدنش از شنیدنش مهم تر است. حال که چنین است مى بایست شنیدن (حقایق مربوط به آخرت از زبان پیامبران و اولیاى خدا)، شما را از دیدن (آن حقایق)، و خبرهای (آنان) شما را از مشاهده حقایق پنهانى بى نیاز سازد.بدانید! آنچه از دنیا کاسته شود و به آخرت افزوده گردد بهتر است از آنچه از آخرت کم شود و به دنیا افزوده گردد، چه بسا کاستى هایى که سود به همراه دارد و چه بسا افزایش هایى که زیان بار است.آنچه به آن مأمور شده اید (و براى شما مجاز است) از آنچه از آن نهى شده اید گسترده تر است و آنچه براى شما حلال است بیشتر از آن است که بر شما حرام شده، پس کم را به خاطر زیاد ترک گویید و محدود را به خاطر آنچه گسترده است رها سازید.(بدانید!) خداوند روزى را براى شما تضمین کرده و شما را به انجام واجبات امر فرموده، بنابراین نباید نسبت به آنچه براى شما تضمین شده دربرابر آنچه بر شما واجب گردیده است کوشاتر باشید، به خدا سوگند آن چنان (در این موضوع براى شما مردم) شک و تردید با یقین به هم آمیخته که گویى آنچه تضمین شده (تحصیل رزق)، بر شما فرض شده، و آنچه واجب گردیده (انجام اوامر الهى)، از شما برداشته شده است. پس در عمل (به نیکى ها) مبادرت ورزید و از فرارسیدن ناگهانى سرآمد عمر بترسید، زیرا امیدى به بازگشت عمر نیست، آن گونه که امید به بازگشت روزى هست، آنچه امروز از روزى ها از دست مى رود ممکن است فردا به دست آید ولى آنچه دیروز از عمر گذشته است امروز امیدى به بازگشتش نیست. (آرى) امید، همراه آینده است و نومیدى همراه آنچه گذشته، بنابراین آن چنان که شایسته است تقواى الهى را پیشه کنید و کارى کنید که جز با ایمان از دنیا نروید.
معاونت فرهنگی دانشجویی دانشکده بهداشت_ستاد امر به معروف و نهی از منکر
کامنت